شمس الدين رشديه

85

سوانح عمر ( فارسى )

رشديه در گير و دار سياست چون على اصغر خان اتابك از صدارت افتاد ، عبد المجيد ميرزا عين الدوله بصدارت رسيد رشديه عزل اتابك را فرج بعد از شدت شمرده ، تصور ميكرد كه قطعا عين الدوله ايران مدار و وطن‌پرست است . در روز اول صدارتش نامه‌يى بمضمون زير برايش ميفرستد : « پس از عنوان ، خاطر خطير حضرت و الا مسبوق است كه اتابك چهارده كرور تومان قرض بگرده ايران گذاشت و رفت ، و تا اين قرض بجا است دولت ايران محكوم باطاعت از روسها است . براى اداى اين قرض ، علاوه بر گمركات و غيره كه در اختيار داريد ، راهى به نظر اين خدمتگذار ميرسد كه اسهل طرق است و آن پرداخت از حقوق مستمر ثابت است ، بدين نحو كه مستمرىبگيران از دولت سه طبقه‌اند : طبقه‌يى ميگيرند و بقناعت صرف معاش خود ميكنند ، اكثرا مستخدمين ادارات دولتند - طبقه دوم آن را بازيافتى دانسته ، به مصرف هوىوهوس ميرسانند - طبقه سوم اعيان و خواص و متمولينى هستند كه اين مستمرى در نظر آنها ابدا ارزشى ندارد - و رقم بزرگى از درآمد كشور صرف مستمريات همين طبقه سوم مىشود . با اين وضع مملكت طبقه اول بايد بگيرند و دعاگوى دولت باشند ، ولى طبقه دوم و سوم ميتوان گفت ، سالها گرفته‌ايد و سالها هم خواهيد گرفت ، هفتسال نگيريد تا قرض روس را بدهيم . ازاينرو فرمان حقوق هفتصد تومان ساليانه خود را تقديم اداى اين قرض مينمايم . » عين الدوله فرمان هفتصد تومان را پس فرستاده مينويسد ، « آقاى حاج ميرزا حسن رشديه ! اين عمل شما را بفال نيك گرفتم كه ملت با من همراه خواهد بود ، و توفيق اصلاحات خواهم يافت . و اطمينان مىدهم اگر حقوق همه قطع شود ، اين مستمرى شما قطع نخواهد شد . فرمان را فرستادم و اين نيت خيرانديشانه شما را معروض آستان همايونى خواهم داشت . » رشديه فرمان را پس فرستاده چنين مينويسد ، « حضرت اقدس و الا تصور فرموديد كه بنده اين مبلغ را به شخص حضرت اشرف تقديم داشته‌ام ، كه اختيار پس دادن آن داشته باشيد . بسيار بسيار متاثر شده و به همان نيت اول باز عودت مىدهم ، و اين عمل را بىعنايتى حضرت اقدس و الا نسبت به خود تلقى كرده ، حق دارم جبران آن را خواستار شوم .